طوری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طوری . (اِ) توری . قسمی پارچه . ◄ لیف . ◄ کیسه مانندی کوچک شبیه طور که در برخی از چراغها که با نفت سوزد بکار رود.
طوری . [ ری ی ] (ع ص، اِ) وحشی از مردم و مرغ و کبوتر. (منتهی الارب ). وحشی . (مهذب الاسماء). اسم طیور وحشی است و حمام را نیز گویند. (فهرست مخزن الادویه ). رمیدگی و وحشت . (برهان ) (آنندراج ).
واژگان فارسی سره واژهدان
گونهای