طوقدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طوقدار. [ طَ / طُو ] (نف مرکب، اِ مرکب ) اسم عامی فارسی قمری است . (فهرست مخزن الادویه ). کنایه از قمری و فاخته و کبوتر و مانند آن . (آنندراج ). قمری را نیز گویند. (برهان ) : قمریَک طوقدار گویی سر در زده ست درشبه گون خاتمی حلقه ٔ او بی نگین . منوچهری . ◄ دارنده ٔ طوق .دارنده ٔ گردن بند : همه طوقداران ابا گوشوار سراپرده آراسته شاهوار. فردوسی . ◄ کنایه از پسر امرد مخطط باشد. (برهان ). کنایه از جوان مخطط است . (آنندراج ). ◄ بنده . اسیر. (برهان ) (آنندراج ). گرفتار. (برهان ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی