طول دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) به تأخیر انداختن، به درازا کشاندن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) به تأخیر انداختن، به درازا کشاندن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طول دادن . [ دَ ] (مص مرکب ) امرار وقت کردن . به تأخیر انداختن .
مترادف و متضاد واژهدان
طولانی کردن دیر کردن
فرهنگ طیفی واژهدان
زیادی طول دادن، کش دادن، لفت دادن
واژگان فارسی سره واژهدان
کش دادن، درازکردن