طپان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طپان . [طَ ] (نف، ق ) بیقرار. بی آرام . مضطرب . طپنده . در حال طپیدن . ضجر. هلوع . (منتهی الارب ). تپان : طپان ماده بفتاد و نر برپرید بیامد همانجا که بد آرمید. اسدی (گرشاسبنامه ). شب دیده بر سپهر و بر انجم گماشتم تا خود نظیر نجم کله دوز من کدام دیدم همه طپان و بی آرام و شوخ چشم او بازآرمیده و پرشرم و کش خرام . سوزنی . دل اندر برطپان از بهر یارش چو شب تاریک گشته روزگارش . نظامی .