ظاهراً/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(هِ رَ نْ) [ ع. ] (ق.) در ظاهر چنان که به نظر میرسد.مترادفها و واژههای مرتبطانگار، برحسبظاهر، پنداری، گویا، گویی، گوییا، مانا، محتملاً، همانا ≠ باطناًواژه قبلی: ظاهرالصلاحواژه بعدی: ظاهربین