ظاهرا
/vâže/
واژگان فارسی سره واژهدان
همانا، گویا، چنین پیداست، به آشکاری، آنسان کهپیداست
همانا، گویا، چنین پیداست، به آشکاری، آنسان کهپیداست، آن سان که پیداست، این گونه که آشکار است
/vâže/
واژگان فارسی سره واژهدان
همانا، گویا، چنین پیداست، به آشکاری، آنسان کهپیداست
همانا، گویا، چنین پیداست، به آشکاری، آنسان کهپیداست، آن سان که پیداست، این گونه که آشکار است