ظاهری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ظاهری . [ هَِ ] (اِخ ) لقب ابن حزم ابومحمد علی بن احمدبن سعیدبن حزم اموی اندلسی . رجوع به ابن حزم ... شود.
ظاهری . [ هَِ ] (ص نسبی ) مذهب فقهی منسوب به ابوسلیمان داودبن علی بن خلف اصفهانی متوفی به سال ٢٧٠ هَ . ق . که به ظاهر آیات و احادیث عمل میکرد. این مذهب عبارت است از اخذ به کتاب و سنت و الغاء رأی و قیاس و تأویل و این کلمه گاهی مقابل باطنی آید، یعنی مذهب سبعیه و باطنیان : فاطِمیم فاطمیم فاطمی تا تو بدرّی ز غم ای ظاهری فاطمه را عایشه مایندر است پس تو مرا شیعت مایندری شیعت مایندری ای بدنشان شاید اگر دشمن دختندری . ناصرخسرو. ◄ مقابل صوفی نیز آید و شاید این معنی از همان لقب داودبن علی آمده باشد. ◄ قشری . خشک . رجوع به الانساب سمعانی و الفهرست ابن ندیم و المیزان الشعرانی و دائرةالمعارف اسلام و رجوع به ظاهریة شود.