ظاهری
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
آشکار، صوری خارجی، بیرونی قابل رؤیت، علنی، ظاهر، مرئی، پیدا، آشکار قشری، سطحی، کمعمق خوشنما گولزننده، فریبنده نمایشی، آکروبات، عاریتی، غیرحقیقی، غیرواقعی، تصنعی، ساختگی، قلابی، جعلی
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
آشکار، صوری خارجی، بیرونی قابل رؤیت، علنی، ظاهر، مرئی، پیدا، آشکار قشری، سطحی، کمعمق خوشنما گولزننده، فریبنده نمایشی، آکروبات، عاریتی، غیرحقیقی، غیرواقعی، تصنعی، ساختگی، قلابی، جعلی