ظاهر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(هِ) [ ع. ] (اِفا. ص.) ۱- پیدا، آشکار. ۲- روی بیرونی هر چیزی.مترادفها و واژههای مرتبطآشکار، آشکارا، برملا، پدید، پیدا، جلوهگر، علنی، عیان، محسوس، مرئی، مشهود، معلوم، نمایان، نمودار، واضح، هویداهیئت ≠ باطن، پنهان، نهانواژه قبلی: ظالمواژه بعدی: ظاهرالصلاح