ظبظاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
ظبظاب . [ ظَ ] (ع اِ) بیماری، هرچه باشد. رنج . درد. عیب .ما به ظبظاب ؛ باکیش نیست . ◄ آبله ریزه ای که در چشم و رخسار ملاحان حادث شود. رجوع به جوش شود. ◄ بانگ و فریاد. ◄ سخن ترساننده به شرّ و بدی . ◄ (مص ) تب زده گردیدن . ◄ (اِخ ) نام پادشاهی از یمن . ج، ظباظب .