ظهیر فاریابی | قطعات | شماره ۱۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خدایگان همه خسروان روی زمین تویی که طبع لطیفت سراچه قدم است در اهتمام تو آسودهاند جمله جهان از ان جناب رفیع تو قبله کرم است قضا به نام تو پرداخت دفتر اقبال صدای نویت ملکت صریر آن قلم است کمینه بنده درگاه اگر چه رنجور است خدایگان جهان خسرو مسیح دم است جهان و خلق جهان جمله معترف شدهاند که خسروی چو تو امروز در زمانه کم است