عاتق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عاتق . [ ت ِ ] (ع ص ) آزاد. (از اقرب الموارد). ◄ می کهنه که مهر از آن برداشته باشند. ◄ خیک فراخ . ◄ دختر نوجوان یا دختر نوبالغ یا زن بی نکاح یا زن جوانی که در خانه ٔ پدر مانده . ◄ (اِ) دوش و جای چادر پوشیدن از دوش . مابین کتف و بن گردن . ج، عُتُق . ◄ (ص ) کمان کهنه ٔ سرخ رنگ . ◄ (اِ) چوزه ٔ مرغ که قوت گرفته و به پریدن رسیده باشد. ◄ چوزه ٔ سنگخواره . (منتهی الارب ). ◄ بچه کبوتر که هنوز قوت نگرفته باشد. ج، عواتق . (منتهی الارب ) (آنندراج ).