عاجز/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(جِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- ناتوان، ضعیف. ۲- فلج. ج. عجزه.مترادفها و واژههای مرتبطبیچاره، بیحال، خسته، درمانده، راجل، زبون، زمینگیر، ضعیف، فرومانده، کمزور، مانده، ناتوان، هاژبیکفایت، نالایقاعمی، علیل، کور، نابینا ≠ قادرواژه قبلی: عاجواژه بعدی: عاجل