عادات
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ ع. ] (اِ.) ج. عادت.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ ع. ] (اِ.) ج. عادت.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
عادات . (ع اِ) ج ِ عادة. رجوع به عادت و عادة شود : در این دخمه خفته ست شداد و عاد کزو رنگ و رونق گرفت این سواد. نظامی . برانداختم دخمه ٔ عاد را گشادم در قصر شداد را. نظامی . و رجوع به عاد شود.