عادات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عادات . (ع اِ) ج ِ عادة. رجوع به عادت و عادة شود : در این دخمه خفته ست شداد و عاد کزو رنگ و رونق گرفت این سواد. نظامی . برانداختم دخمه ٔ عاد را گشادم در قصر شداد را. نظامی . و رجوع به عاد شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عادات . (ع اِ) ج ِ عادة. رجوع به عادت و عادة شود : در این دخمه خفته ست شداد و عاد کزو رنگ و رونق گرفت این سواد. نظامی . برانداختم دخمه ٔ عاد را گشادم در قصر شداد را. نظامی . و رجوع به عاد شود.