عادت کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانمروسیدن، خوی گرفتن، خو گرفتن، خو کردنواژه قبلی: عادت کردمواژه بعدی: عادت کننده