عارف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رِ) [ ع. ] (اِفا.)۱ - دانا، آگاه. ۲- خدا - شناس.مترادفها و واژههای مرتبطسالک، صوفیدانا، صاحبنظر، عالم، عریف، واقفواژه قبلی: عارضیواژه بعدی: عارفانه