عازب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عازب . [ زِ] (ع ص ) آب و گیاه دوردست . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ (ص ) شتران که شب در حی نیایند. (منتهی الارب ). شاة عازب ؛ گوسپندان دور در چراگاه . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ مرد بی زن و بی اهل . ج، عزاب . ◄ غایب و پنهان . (ناظم الاطباء).
عازب . [ زِ ] (اِخ ) کوهی است . (منتهی الارب ) (آنندراج ).