عاشق پرانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عاشق پرانی . [ ش ِ پ َ ] (حامص مرکب ) هر روز عاشق نوی به هم رسانیدن . مقابل معشوق پرانی : از گل عاشق پرانی جلوه می بالد به خود سرو از بالای قمری بر سرناز ایستد. (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عاشق پرانی . [ ش ِ پ َ ] (حامص مرکب ) هر روز عاشق نوی به هم رسانیدن . مقابل معشوق پرانی : از گل عاشق پرانی جلوه می بالد به خود سرو از بالای قمری بر سرناز ایستد. (آنندراج ).