واژه جو

عاشقبا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عاشقبا. [ ش ِ ] (اِ مرکب ) نام طعامی است ترش : پیش از آن دم که مزعفر شکفد همچون گل داغ او چون حبشی بر رخ عاشقبا بود. بسحاق اطعمه (دیوان ص ٥١).

معنی عاشقبا | واژه جو