عاشق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ش) [ ع. ] (اِفا.) دل داده، دل باخته. ج. عشاق.مترادفها و واژههای مرتبطدلباخته، دلداده، سودازده، شیدا، شیفته، عشیق، مفتوننوازنده ≠ معشوقواژه قبلی: عاشرواژه بعدی: عاشق پیشه