عاصی بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
انطباق نیافتن قادر بهانطباق باشرایط نبودن، توانایی انطباق بامحیط را نداشتن، همرنگ جماعت نشدن پیروی نکردن، دنبالهروی نکردن، عصیان کردن، عناد ورزیدن، عاصی شدن، تمرد کردن، نافرمان شدن، سرپیچی کردن، شوریدن رسوا بودن