عاقبت اندیش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عاقبت اندیش . [ ق ِ ب َ اَ ] (نف مرکب ) دوراندیش . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). آخربین . مآل اندیش . آنکه از آغاز، پایان کار را نگرد : بباید عاقبت اندیش بودن برون از خویش و هم با خویش بودن . ناصرخسرو. عاقبت اندیش ترین کودکی دشمن او بود در ایشان یکی . نظامی .
واژگان فارسی سره واژهدان
دوراندیش، دور اندیش
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی