عاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عاق . [ عاق ق ] (ع ص ) ناخوش دارنده . (منتهی الارب ). ◄ آزاردهنده ٔ پدر و مادر و نافرمان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سرکش با مادر و پدر. (غیاث اللغات ). ج، عاقون و عَقَقه و اَعقّه و این نادر است . (از اقرب الموارد) : فرزند عاق ریش پدر گیرد ابتدا فحل نبهره دست به مادر برد نخست . خاقانی . همان مقامات پیش آمد که آن گازر را از پسر ناخلف و فرزند عاق پیش آمد. (سندبادنامه ص ١١٣). رنگ کفران و شک و شرک و نفاق تا ابد باقی بود بر جان عاق . مولوی .