عاق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(قّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- ناخوش دارنده. ۲- آزاردهنده پدر و مادر.مترادفها و واژههای مرتبطگجسته، مطرود، ملعونخودسر، نافرمانواژه قبلی: عافیتواژه بعدی: عاق کردن