عالج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عالج . [ ل ِ ] (اِخ ) جائی است به بادیه و در آن ریگستانی است . (منتهی الارب ). ابوعبداﷲ سکونی گوید عالج رمال است میان فَید و قریات . (از معجم البلدان ).
عالج . [ ل ِ ] (ع اِ) ریگ توبرتو. (منتهی الارب ). و ریگی که بر تمام عربستان احاطه دارد. (ناظم الاطباء). ◄ (ص ) شتری که «علجان » خورد. (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). ◄ (اِخ ) ریگی است معروف ببادیه . (اقرب الموارد).