عامة
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مِّ) [ ع. عامة ]<BR>۱- (اِفا.) همه، همگان.<BR>۲- عموم مردم.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مِّ) [ ع. عامه ] ۱- (اِفا.) همه، همگان. ۲- عموم مردم.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عامة. [ م م َ ] (ع اِ) مردم بی علم و فرومایه . ◄ هر چیز که شامل همه گردد و عمومیت داشته باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ چوبهای بهم بسته که بدان از دریا و جوی گذرند و صواب عامَه است . (منتهی الارب ). ◄ مقابل خاصه . همه ٔ مردم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). قیامت بدان جهت که همه را فراگیرد. ◄ جماعة و فی حدیث عثمان انّک امام عامة؛ ای امام الجماعة. (منتهی الارب ). ◄ بیخ دستار.
عامه . [ م ِه ْ ] (ع ص ) سرگشته در گمراهی . متردد درراه و منازعت . ج، عُمّه . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
مترادف و متضاد واژهدان
همگان، همه توده، خلق، عموم اهلسنت (متضاد: خاصه)
واژگان فارسی سره واژهدان
همه، همگان، مردم، توده