عانة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عانة. [ ن َ ] (ع اِ) خر ماده . گله ٔ خر. گله ٔ گورخر. (از المنجد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ موی زهار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). بانه و پشت زهار. رنبه در تداول عامه . ج، عون . ♦ استخوان عانه ؛ استخوان پشت زهار. (ناظم الاطباء).
عانة. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است بر فرات و او را قلعه ٔ محکمی است و ابن الجهم العانی منسوب بدانجاست . (از معجم البلدان ). چند ستاره ٔروشن است در پایین سعود. (منتهی الارب ) (آنندراج ).