عبابی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عبابی . [ ع َب ْ با ] (اِخ ) عبداﷲبن عامربن حجیة. یکی از بنی عباب است . (اللباب ).
عبابی . [ ع َب ْ با ] (اِخ ) قیس بن عباب . یکی از کسانی است که در یوم قادسیة نیک امتحان داد. (اللباب ).
عبابی . [ ع َب ْ با ] (اِخ ) حرث بن ربیعةبن عجل عبابی . (از اللباب ).