عبادت کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
نیایش کردن، نماز گزاردن، ذکر کردن، تسبیح انداختن، احیا گرفتن (داشتن)، طاعت بهجا آوردن، بهجا آوردن، برپاداشتن، اقامه کردن، گزاردن، فرایض دینی را ادا کردن قول دادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
نیایش کردن، نماز گزاردن، ذکر کردن، تسبیح انداختن، احیا گرفتن (داشتن)، طاعت بهجا آوردن، بهجا آوردن، برپاداشتن، اقامه کردن، گزاردن، فرایض دینی را ادا کردن قول دادن