عبادی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عبادی . [ ع َب ْ با ] (اِخ ) سلیمان بن ابوصالح مولای حصین بن عبدالرحمان تجیبی عبادی است . (از اللباب ).
عبادی . [ ع ِ ] (ص نسبی ) نسبت است به قاضی ابوعاصم محمدبن احمدبن محمدبن عبداﷲبن عبادی الهروی . (از اللباب ). و رجوع به عبادی ابوعاصم محمدبن احمد و امیر ابومنصور مظفر عبادی شود.
عبادی . [ ع َب ْ با ] (اِخ ) محمدبن احمدبن محمدبن محمدبن عبداﷲبن عبادی الهروی ملقب به قاضی ابوعاصم وی از پیشوایان و مفتیان صاحب نظر بود فقه را در هرات نزد قاضی ابومنصور و در نیشابور نزد قاضی ابوعمر بسطامی آموخت و کتابهایی در فقه تألیف کرد از جمله مبسوط و هادی است و حدیث نیز روایت میکرد. وی به سال ٣٧٥ هَ . ق . متولد شد وبه سال ٤٥٨ هَ . ق . درگذشت . (از اللباب ج ٢ ص ١٠٩).