عبدالرزاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عبدالرزاق . [ ع َ دُرْ رَزْ زا ] (اِخ ) دهی است از دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر واقع در ٣١هزار گزی کلیبر و ٣١هزار گزی شوسه اهر - کلیبر. ناحیه ای است کوهستانی آب و هوای آن معتدل است و ٣٣٠ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه ٔ گوی آغاج و چشمه تأمین میشود.محصولات آن غلات است اهالی به زراعت و گله داری اشتغال دارند. صنایع دستی آنان فرش و گلیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤ ص ٣٢٨).
عبدالرزاق . [ ع َ دُرْ رَزْ زا ] (اِخ ) ابن احمدبن محمد الصابونی . رجوع به ابن الصابونی کمال الدین عبدالرزاق در این لغتنامه و الاعلام زرکلی شود.
عبدالرزاق . [ ع َ دُرْ رَزْ زا ] (اِخ ) ابن احمدمیمندی . از وزراء سلطان مودود به غزنین بود و به سال ٤٤١ هَ . ق . درگذشت . (از حبیب السیر ج ٢ ص ٣٩٣).