عبدالصمد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عبدالصمد. [ ع َ دُص ْ ص َ م َ ](اِخ ) ابی عبداﷲ با کثیرالیمنی . وی شاعر و کاتب انشاء سلطان عمربن بدر بود. او را دیوانی است . وی به سال ١٠٢٥ هَ . ق . به الشحر درگذشت . (از الاعلام زرکلی ).
عبدالصمد. [ ع َ دُص ْ ص َ م َ ] (اِخ ) ابن المعدل بن غیلان از شعراء دولت عباسی است و شاعری هجاگوی بود. مولد و منشاء او بصره بود. و به سال ٢٤٠ هَ . ق . درگذشت . (از الاعلام زرکلی ). و رجوع به ابن المعدل شود.
عبدالصمد. [ ع َ دُص ْ ص َ م َ ] (اِخ ) ابن منصوربن الحسن بن بابک . رجوع به ابن بابک عبدالصمد در این لغت نامه و الاعلام زرکلی شود.