واژه جو

عبدالعالی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عبدالعالی . [ ع َ دُل ْ ] (اِخ ) ابن شیخ نورالدین علی بن عبدالعال الکرکی . وی فقیه و محدث و متکلم بود. از تألیفات اوست : شرح بر الفیه ٔ شهید در فقه . شرح بر ارشاد علامه تا کتاب حج . تعلیقات بر مختصر نافع تا پایان کتاب وقف . مناظرات با میرزا مخسوم الشریفی در مباحث امامت و جز آن .وی به سال ٩٩٣ هَ . ق . درگذشت . (از روضات ص ٣٥٤).

معنی عبدالعالی | واژه جو