عبدالملک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عبدالملک . [ ع َ دُل ْ م َ ل ِ ] (اِخ ) ابن حسین بن عبدالملک المکی العصامی . مورخ و از مردم مکه است . به مکه متولد شد و هم در آنجا درگذشت . او راست : سمط النجوم . العوالی فی انباء الاوائل و التوالی . وی به سال ١٠٤٩ هَ . ق . متولد شد و در ١١١١ هَ . ق . به مکه درگذشت . (از الاعلام زرکلی ).
عبدالملک . [ ع َ دُل ْ م َ ل ِ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن یوسف بن جوینی ملقب به امام الحرمین . رجوع به ابوالمعالی جوینی عبدالملک و امام الحرمین شود.
عبدالملک . [ ع َ دُل ْ م َ ل ِ ] (اِخ ) ابن احمدبن عبدالملک بن شهید القرطبی، مکنی به ابومروان و ملقب به ابن شهید.رجوع به ابن شهید ابوعامر و نیز الاعلام زرکلی شود.