واژه جو

عبدالوارث

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عبدالوارث . [ ع َ دُل ْ رِ ] (اِخ ) ابن سعید، مکنی به ابوعبیدالعنبری التنوری البصری . از فصحاء و ائمه ٔ حدیث بود. به سال ١٠٢ هَ . ق . متولد شد و به سال ١٨٠ هَ . ق . درگذشت . (از الاعلام زرکلی ).

معنی عبدالوارث | واژه جو