عبدالوهاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عبدالوهاب . [ ع َ دُل ْ وَهَْ ها ] (اِخ ) ابن احمدبن علی الحنفی الشعرانی، مکنی به ابومحمد. از علماء متصوف است . به سال ٨٩٩ هَ . ق . در قلقشنده ٔ مصر متولد شد و به سال ٩٧٣ هَ . ق . به قاهره درگذشت و حنفی نسب اوست به محمدبن حنفیه و شعرانی نسب اوست به قریه ای که در آن متولد شده است . از کتب او است : الدار المنثورة فی زبد العلوم المشهورة. لواقح الانوار فی طبقات الاخیار. مختصر تذکرة القرطبی . الیواقیت و الجواهر فی بیان عقاید الاکابر. المیزان . المیزان الکبری . مشارق الانوار. ادب القضاة. لطائف المنن . البدر المنیر در حدیث . مختصر الفتوحات . البحر المورود فی المواثیق و العهود. کشف الغمه عن جمیع الامة. المنهج المبین فی ادلة المجتهدین . تنبیه المغترین فی آداب الدین منح المنة و جز آن . (از الاعلام زرکلی ).
عبدالوهاب . [ ع َ دُل ْ وَهَْ ها ] (اِخ ) ابن محمد الازدی معروف به المثقال . شاعری هجاگوی و لاابالی بود و در اشعار او رقتی است و او را اخباری است . و در حدود سال ٥٠٥ هَ . ق . درگذشت . (از الاعلام زرکلی ).
عبدالوهاب . [ ع َ دُل ْ وَهَْ ها ] (اِخ ) ابن محمدبن عبداﷲبن فیروز التمیمی الاحسائی . فقیهی حنبلی و از علماء احساء (بحرین ) است . به سال ١١٧٢ هَ. ق . متولد شد و به سال ١٢٠٥ هَ . ق . در جوانی در بلدة الزیارة در ساحل بحر عمان درگذشت . از کتب اوست : حواشی علی شرح المنتهی در فقه . حاشیة علی شرح المقنعکه آن را تمام نکرد. شرح الجوهر المکنون اخضری در معانی و بیان . و او را نظمی است . (از الاعلام زرکلی ).