واژه جو

عبدانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عبدانی . [ ع َ ] (اِخ ) عبدالحمیدبن عبد الرحمان بن احمد العبدانی، مکنی به ابوالقاسم . خواهرزاده ٔ یکی از فضلاء و ائمه است که از خال خود قاضی ابوالحسن علی بن الحسن دهقان، مکنی به ابن عبدالرزاق الکشمیهنی و جز آنان روایت کند. (از معجم البلدان ).

معنی عبدانی | واژه جو