عبدری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عبدری . [ ع َ دَ ری ی ] (اِخ ) محمدبن محمد. رجوع به ابن الحجاح شود.
عبدری . [ ع َ دَ ری ی ] (اِخ ) علی بن سعیدبن عبدالرحمان بن محرزبن ابی عثمان ملقب به عبدری . از بزرگان علمای شافعیه است . از تألیفات او است : مختصر الکفایه در خلافیات علماء. وی به سال ٤٩٣ هَ . ق . درگذشت . (از ریحانة الادب ج ٣ ص ٥٨).
عبدری . [ ع َ دَ ری ی ] (اِخ ) رزین بن معاویةبن عمار سرقسطی عبدری، مکنی به ابوالحسن و معروف به امام الحرمین . از بزرگان علماء اهل سنت است . از تألیفات او است : جمع بین الصحاح الستة. وی از محدثین است . (از ریحانة الادب ج ٣ ص ٥٨).