عبدل آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عبدل آباد. [ ع َ دُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نهارجانات بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند. واقع در ٣٣هزارگزی جنوب خاوری بیرجند. ناحیه ای است در دامنه . هوای آن معتدل است ٥ تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولاتش غلات است . اهالی به کشاورزی اشتغال دارندراه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
عبدل آباد. [ ع َ دُ ] (اِخ ) دهی است ازدهستان میان ولایت بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند. واقع در٤١هزارگزی باختر مشهد و یکهزارگزی شمال راه شوسه ٔ مشهد به قوچان . جلگه ای و هوای آن معتدل است و ٢٤١ تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولاتش غلات است . اهالی به کشاورزی و مالداری اشتغال دارند. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
عبدل آباد. [ ع َ دُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پائین رخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه . واقع در ٣٧هزارگزی شمال کدکن کنار کال چغوکی . ناحیه ای است در دشت . هوای آن معتدل است و ٢٢٣ تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولاتش غلات و پنبه است . اهالی به کشاورزی و گله داری و کرباس بافی اشتغال دارند.راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).