واژه جو

عبدلیه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عبدلیه . [ ع َ دُ لی ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جراحی بخش شادکان شهرستان خرمشهر. واقع در ٧٠هزارگزی شمال خاوری شادکان و ٥٠هزارگزی باختر راه تابستانی خلف آباد به بهبهان در دشت واقع است . هوای آن گرمسیر است، ١٥٠ تن سکنه دارد آب آن از چاه تأمین میشود شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه آن در تابستان اتومبیل رو است . ساکنان از طایفه ٔ رفیع هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).

معنی عبدلیه | واژه جو