عبد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(عَ بْ) [ ع. ] (اِ.) ۱- بنده، برده، غلام. ۲- بنده خدا. ج. عباد.مترادفها و واژههای مرتبطبرده، بنده، زرخرید، عبید، غلام، نسمه، نوکر ≠ آزاد، حرواژه قبلی: عبثواژه بعدی: عبدالله