عبوس بودن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومعبوس بودن . [ ع َ دَ] (مص مرکب ) اخمو بودن . ترش روی بودن . بداخم بودن .واژه قبلی: عبوسواژه بعدی: عبوسی کردن