عبید زاکانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گفتم صنما شدم به کام دشمن زان غمزه شوخ و طره مرد افکن گفت آنچه ز چشم و زلف من بر تو گذشت ای خانه سیه چرا نگفتی با من
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گفتم صنما شدم به کام دشمن زان غمزه شوخ و طره مرد افکن گفت آنچه ز چشم و زلف من بر تو گذشت ای خانه سیه چرا نگفتی با من