واژه جو

عبید زاکانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از دل نرود شوق جمالت بیرون وز سینه هوای زلف و خالت بیرون این طرفه که با این همه سیلاب سرشگ از دیده نمیرود خیالت بیرون

معنی عبید زاکانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۷ | واژه جو