عبید زاکانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گفتم عقلم گفت که حیران منست گفتم جانم گفت که قربان منست گفتم که دلم گفت که آن دیوانه در سلسله زلف پریشان منست
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گفتم عقلم گفت که حیران منست گفتم جانم گفت که قربان منست گفتم که دلم گفت که آن دیوانه در سلسله زلف پریشان منست