عبیدا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عبیدا. [ ع ُ ب َ دُل ْ لاه ] (اِخ ) ابن قیس بن سریح بن مالک . رجوع به ابن قیس الرقیات و نیز الاعلام زرکلی شود.
عبیدا. [ ع ُ ب َدُل ْ لاه ] (اِخ ) ابن عمربن حفص بن عاصم بن عمربن الخطاب العدوی المدنی مکنی به ابوعثمان . یکی از فقهاء سبعه و از بزرگان مدینه و از اشراف قریش است . وی به سال ١٤٧ هَ . ق . به مدینه درگذشت . (از الاعلام زرکلی ).
عبیدا. [ ع ُب َ دُل ْ لاه ] (اِخ ) ابن عمروالرقی، مکنی به ابو وهب . از حفاظ حدیث . و مفتی جزیره بود و در عصر خود کسی در فتوی با وی منازعت نداشت . وی به سال ١٠١ هَ . ق . متولد و در ١٨٠ هَ . ق . درگذشت . (از الاعلام زرکلی ).