عبیدلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عبیدلی . [ ع ُ ب َ دِ ] (اِخ ) یحیی بن حسن عقیقی بن جعفر الحجةبن عبیداﷲ اعرج بن حسین اصغربن امام السجاد مکنی به الحسن و معروف به عبیدلی از رجال قرن سوم هجری و عالم به انساب است . وی نخستین کس است که در انساب علویین کتاب نوشت . از جمله تألیفات اوست : اخبارالزینبیات که در شرح حال زنان زینب نام است از اولاد ابوطالب . اخبارالمدینة، انساب آل ابی طالب . وی به سال ٢٦٦ هَ . ق . درگذشت . (از ریحانة الادب ج ٣ ص ٦٦).
عبیدلی . [ ع ُ ب َ دِ ] (اِخ ) حیدربن علی بن حیدرعلوی حسنی آملی مازندرانی عبیدلی یا عبیدی وی حکیم . عارف، مفسر، صوفی و از اکابر عرفا و علمای امامیه و جامع شریعت و طریقت است . اصل او از آمل مازندران و نشأتش در بغداد بوده و با فخرالمحققین مصاحبت داشت از تألیفات اوست : الارکان فی فروع شرایع اهل الایمان . الامامة. الامانه امثلة التوحید. التأویلات که چهارمین تفسیر او است . التنزیه . جامع الاسرار و منبع الابرار در اسرار انبیاء و اولیاء و علم توحید. جامع الحقایق . رافعة الخلاف فی وجه سکوت امیرالمؤمنین . رسالة العلوم العالیه . شرح فصوص (نص النصوص ). الکشکول فی بیان ماجری علی آل رسول . المحیط الاعظم . منتخب التأویل . (ریحانة الادب ج ٣ ص ٦٤ و الذریعة ج ٢ ص ٢٨٢).
عبیدلی . [ ع ُ ب َ دِ ] (اِخ ) احمدبن محمدبن مهنابن علی بن مهنای حسینی عبیدلی . مردی عالم و نسابه و از اکابر علمای اواخر قرن هفتم یا اوائل قرن هشتم بود. از شاگردان جلال الدین علی بن عبدالحمیدبن فخار است و بنابر قول اعیان الشیعه استاد احمدبن علی بن حسین بن علی بن مهنا صاحب عمدة الطالب است . از تألیفات اوست : الانساب المشجره یا مشجر النسب . التذکرة فی الانساب المطهرة که در اعیان الشیعه به سید احمد عبیدلی نسبت داده شد. و عنوان همین کتاب است . (از ریحانة الادب ج ٣ ص ٦٤).