عب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عب . [ ع َب ب ] (ع مص ) آب خوردن یا جرعه جرعه خوردن آن یا پی درپی خوردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (اقرب الموارد). ◄ به دهان خوردن آب از جوی . (منتهی الارب ). ◄ آواز کردن دلو وقت آب گرفتن در چاه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ دراز و انبوه شدن گیاه . (منتهی الارب ). ◄ بالا رفتن و بسیار شدن موج دریا. (از اقرب الموارد). پرتو خورشید. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ (اِ) اسم است سرما را. (از اقرب الموارد).
عب . [ ع ُ ب ب ] (ع اِ) تریز و بن آستین . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).