عتابی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عتابی . [ ع ُ ](ص نسبی، اِ) قسمی از خارا که جامه ای معروف است . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). خارایی موجدار منسوب به محله ای از بغداد. (دیوان البسه ٔ نظام قاری ص ٢٠٢). و در این بیت منوچهری به تشدید تاء آمده است : یا چنان زرد یکی جامه ٔ عتابی پرز برخاسته زو چون سر مرغابی . منوچهری . آنجا که چرخ عتبه ٔ اقبال او گشاید دهر سفیدجامه چه باشد یکی عتابی . ظهیر. گر به دیباهای رنگین آدمی گردد کسی پس در اطلس چیست گرگ و در عتابی سوسمار. کمال اسماعیل .
عتابی . [ ع َت ْ تا ] (اِخ )لقب کلثوم بن عمرو است . رجوع به کلثوم بن عمرو شود.
عتابی . [ ع َت ْ تا ] (اِخ ) لقب ابوالعتاهیه است . رجوع به ابوالعتاهیه و محمدابوعبداﷲ شود.